شهید طهرانی مقدم: من یادم هست اگر ایشان غذا می خورد و آن خورده های کنار سفره را هم سعی می کرد جمع کند که اسراف نشود . از امکانات بیت المال به نحوی که واقعاً نیاز بود استفاده می کرد و شدیداً از اسراف بیزار بود.


پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا، ۲۹ سال از آخرین سال دوران دفاع مقدس می گذرد، اما همچنان ابعاد مختلفی از خصوصیات رفتاری و عملی شهدای شاخصِ این مرز و بوم بر نسل های جدید پوشیده مانده است.

دستگاههای فرهنگی به اندازه ی یک قایق ماهیگیری، در اقیانوس دفاع مقدس وارد نشده و به صورت روز افزون بر نسبت فراموشی شهدای دفاع مقدس و اقشار مختلف مردم افزوده می شود.

شهدای خطه ی آذربایجان نیز به طریق اولی تر گریبان گیر غفلت و بی توجهی دستگاههای فرهنگی گشته اند. ما همچنان در معرفی اسطوره های تاریخ اسلام و تاریخ ایران ناتوان بوده و بغیر از برگزاری یادواره های مقطعی و سالانه، کار شاقی انجام نمی شود.

البته در این میان، وقتی رشحه ای از رشحات شهدای گرانقدر آذربایجان به بیرون درز می کند، تلنگری اساسی بر ستون فقرات دستگاه فرهنگی و آموزشی کشور وارد می سازد؛ در حقیقت مطلب همین بس که اگر تنها بخشی از ابعاد رفتاری شهدای شاخص دفاع مقدس در گوشه ای از برنامه درسی دانش آموزان قرار می گرفت، وضعیت متفاوت بود.

یکی از شهدایی که می توان ابعاد شخصیتی و توانمندی تخصصی وی را معیار آموزشی دانش آموزان و حتی دانشجویان قرار داد، شهید بزرگوار حسن شفیع زاده است.

گروه فرهنگی توپخانه ۶۰ رسالت نزسا، به مناسبت سالروز شهادت آن بزرگوار، روایتی از شهید حسن طهرانی مقدم در وصف و معرفی حسن شفیع زاده منتشر کرده که متن آن به شرح ذیل می باشد:

من می خواهم نبوغ و استعداد و توانمندی سردار سرلشکر حسن شفیع زاده را عرض بکنم. در مدت حدود یک ماه عملیات بیت المقدس تا عملیات رمضان بخش عمده ی آتشبار های غنیمتی توپخانه سپاه اسلام در آن زمان سازماندهی شد و به همت وتلاش پرسنلی که مسئولیت این کار را به عهده داشتند در صدرش هم سردار سر لشکر حسن شفیع زاده . آیا می شد سیستمی که هرگز با آن آشنا نبودیم و پشتوانه ای در ایران فراهم نبود و سیستم تعمیراتش در ایران به طور کامل پیش بینی نشده بود آن هم آموزش و سازماندهی بشود این کار انجام نمی گرفت الا به خواست و اراده خدا و دست شهدای توانمندی از جمله سردار سر لشکر حسن شفیع زاده. چرا موفق شدیم؟! دلیل عمده اش خصوصیات و ویژگی های اخلاقی این شهید بزرگوار هست که من به بخش کوچکی از این ها اشاره می کنم و ریز شدن و صحبت کردن درباره چهره ایشان شاید وقت های طولانی نیاز داشته باشد چرا که ما مدت ها یی بصورت شبانه روز با سردار شهید جزء جزء در مسائل و زوایای جنگ ، شکل دهی  ، سازماندهی و بکارگیری توپخانه همزمان با آموزش و ایجاد مراکز آموزش در سطح دوره های مقدماتی و دوره های عالی و ایجاد ساختار کلاسیک توپخانه در سپاه در کنار ایشان بودیم و از وجود ایشان کاملا استفاده می کردیم . در شکل گیری و ساختار توپخانه در سطح سپاه آن چیزی که ما را موفق کرد در این زمینه همانطور که عرض کردم چهره های موجه و با هوش و امتحان پس داده ای بود که این توانمندی بر جمع مجموعه سازمان رزم اضافه شده بود و این ناممکن را ممکن کرده بود من یادم می آید که شاید یک چیزی بیش از سه ماه از راه اندازی توپخانه سپاه نبود که ما در قرارگاه مرکزی کربلا بودیم که هنوز قرارگاه  خاتم الانبیا (ص) تشکیل نشده بود که از برادران و متخصصان ارتشی مان درخواست کردیم که سازماندهی که به عنوان آتش های پشتیبانی در جنگ در سپاه طرح ریزی شده بیایند و بازدید کنند. در معیت سردار سر لشکر حسن شفیع زاده و فرمانده ارشد ارتش در زمینه توپخانه راهی منطقه بین اهواز تا خرمشهر شدیم. آتشبار هایی که در آن منطقه داشتیم به ترتیب مورد بازدید عزیزان ارتشی مان قرار گرفت و با تعجب چیزی نشدنی را شدنی دیدند. یعنی ایجاد یک ساختار کلاسیک رزم در منطقه نبرد توام با سازماندهی و آموزش و به کار گیری صحیح و تعیین شیوه های جدید و نوین در توپخانه ، این باعث حیرت عزیزانمان شده بود . طبیعی است که ما از کمک های برادران ارتشی مان به نحو احسن برخوردار بودیم علی الخصوص فرمانده محترم نیروی زمینی تیمسار صیاد شیرازی که کمال مساعدت را در قسمت زمینی داشتند و جای تشکر را دارد در اینجا لازم است از این شهیدان از این شهید بزرگوار و عزیز و یاور امام به خوبی یاد بکنیم که راه را برای ما هموار کردند.

۱- صبر و استقامت

آن چیزی که مربوط می شود به شخصیت و چهره واقعی سردار شهید حسن شفیع زاده در صدر اگر من بخواهم بعنوان پارامتر درخشان چهره واقعی ایشان یاد کنم صبر و استقامت و تلاش این شهید عزیز است که من در واقع در تمام زندگیم چهره ای مانند ایشان را من باید اعتراف کنم ندیدم . پایداری و صبر و استقامت ایشان در برابر مسائل و مشکلات و استوار بودنشان باعث شد که در واقع اگر ما به مسائل و مشکلات می رسیدیم در حل مسائل واقعا عاجز می شدیم . به صلابت و اقتدار این شخصیت سردار شهید وقتی که      پی می بریم خودمان دو باره نیرو می گرفتیم دوباره مثل اینکه روحیه جدیدی بود برای ما تلاش این شهید ، بزرگترین یادگارش ایجاد ساختار منظمی به نام توپخانه در سپاه بود واقعاً این بحث را من هر چه بخواهم در این زمینه بگویم کم است . من عمدتاً یادم هست بعد از نماز صبح ایشان ، حالا من توی ابعاد معنوی سردار شهید بموقع اشاره خواهم کرد . ایشان بلند می شدند و با توانمندی هر چه بیشتر و جدیت روز را شروع می کردند از سازماندهی آتشبارها و حضور و سرکشی منظم و مداوم به آتشبارها . حضور در قرارگاه عملیاتی و هماهنگی با برادران ارتش ایجاد پشتیبانی و استمرار حضور و سرکشی به مراکز تعمیراتی تا اینکه شب می شد و ما خسته و کوفته وقتی که بر می گشتیم به عقبه هایمان در قرارگاه کربلا و می خواستیم استراحت کنیم من از ایشان خواهش می کردم سردار اجازه بده یک نفسی بکشیم و واقعاً دیگر خسته مان کردی تو ، سردار می گفت نه الان وقت کار است و باید از فرصت استفاده بکنیم . ما خلاصه شاید می خواستیم یک قرآنی برداریم و قرآنی بخوانیم از دست سردار شفیع زاده خودمان در برویم . که از پشتکار و سعی فراوان ایشان برای انجام مسئولیتها که واقعاً من هر وقت یاد سردار سر لشکر حسن شفیع زاده می افتم به این پشتکار و استقامت این سردار شهید این نکته اخلاقی و سجایای اخلاقی جلوی من تداعی می شود .

۲- سادگی و بی آلایشی و ساده زیستی

بحث سادگی و بی آلایشی و ساده زیستی این شهید بزرگوار است که این عجیب توی ذهن من نفوذ کرده و انصافاً اگر این مطلب را خوب بیان نکنم شاید جفا کرده ام در حق این شهید . من یادم هست که آن موقع ماشینهای استیشن ، ماشینهای فرماندهی ، شده بودند در جنگ و خلاصه مسئولین و فرماندهان از این خودروها می گرفتند . خوب طبیعی است که این عزیزمان هم جزو فرماندهان ارشد جنگ بود . بنده کمتر یادم می آید که سردار سرلشگر حسن شفیع زاده سوار این خودروها شده باشد . و یک وانت داشت و تمام زندگیش هم پشت این وانت بود . و توی این وانت زندگی می کرد و توی این وانت می خوابید . و عمدتاً هم مملو از بسیجی ها همراه سردار بودند . واقعاً به تمام معنی کلمه بی اعتنا بود به مسائل دنیوی و ساده زیستی و صمیمیت و ایجاد ارتباط بسیار منطقی و صمیمی با بسیجی ها و همرزمان . از خصوصیات واقعی چهره این شهید بزرگوار که بعنوان دومین پارامتر بسیار مهم می شود برایش اشاره کرد .

۳- حفظ اسرار

از خصوصیات بارز سردار شهید بحث حفظ اسرار است . من خوب یادم هست که در قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) اسرار نظامی و طرح ریزی عملیات رزم در قرارگاه انجام می گرفت و نقطه شروع حرکتهای نظامی بر علیه دشمن در این قرارگاه ها صورت می گرفت و دقت می کردند تا اپراتور مخابرات که در اتاق ما حضور دارد یا عناصری که نمی بایستی به این اسرار و اطلاعات دسترسی پیدا بکنند در آن منطقه نباشد با صدای آرام و آهسته با احتیاط هر چه تمام تر و بعضاً از فضا و محیط های آزاد استفاده می کردند و شدیداً به اسرار جنگ و حفظ اطلاعات نظامی در جنگ توجه بسیاری داشتند و من شاید بتوانم عرض بکنم که حتی بعضی از اسناد و مدارکی که از سردار شهید در کنار بدن قطعه قطعه شده و سوخته اش درکوله پشتی  بدست آمده بود . آن چارت تشکیلاتی ساختار توپخانه بود که ایشان بعضاً ترجیح می دادند که حتی این را در جایی نگذارد و همراه خودش می برد و نمونه واقعی اش که الان به یادگار موجود است .

۴- بسیار مهربان و صمیمی

از دیگر صفاتی که می توانم از ویژگی های این سردار شهید عرض بکنم برخورد بسیار مهربان و صمیمی با کسانی بود که همراه ایشان بودند بنده به یاد ندارم که مافوقی را به زیر دستی ترجیح بدهد . عجیب این خصوصیات ائمه اطهار در چهره شهدا رسوخ و نفوذ کرده بود یعنی همانطور که نسبت به مافوق خودش مهربان بود با زیر دستان خودش مهربانتر بود  . هیچگاه همنشینی و همکار و همدلی با ما فوق را ترجیج به همکاری و همدلی و بودن با زیر دست نمی داد .  سعی می کرد اکثر عمر خودش را با برادران و عزیزانی که در مجموعه خودش حضور دارند و با خودش همکاری می کنند و بگذراند و اکثراً فقط بسنده می کرد به مقدار ضروری با کسانی که از نظر سلسله مراتب برایشان برتری و ارجحیت داشتند وبه همان حداقل کفایت می کرد و بقیه روز خودش را برادران و دوستانی که تحت امر خودش بودند چه از قسمت تعمیراتی که در توپخانه ها و در آتش بار ها ودر بحث ستاد های پشتیبانی توپخانه و عزیزانی که مستقیماً در عملیات توپخانه که در مرکز تطبیق آتش و مراکز طرحریزی حضور داشتند بیشتر وقتش را سپری می کرد.

۵- عملیات بیت المقدس

من یادم هست که در عملیات بیت المقدس با سردار در منطقه بودیم و ایشان احساس می کرد بچه ها شکوه دارند و…… بسیار متین و سنجیده و با دیدن کالک امکان تیر و ایجاد شرایط مناسب آتش آن لشکر را به خصوص سازماندهی و هماهنگ کرد که به نحو بهتری ما از آتش توپخانه در جنگ بر خوردار شدیم که همیشه این جمله برای ما ضرب المثل بود که چطور توانسته با یک بحث منطقی یک عملیات کلاسیک ارتش را که طبیعتاً این آتش از طریق فرمانده لشکر از طریق قرارگاه مافوق می بایست هماهنگ بشود با شگرد های خاص خودش این آتش را در اختیار فرماندهی نیروهای تک ور در خطوط مقدم قرار داد. بحث جدی که من می توانم در خصوصیات ایشان بکنم از ایامی که من در خدمت ایشان بودم قدرت فرماندهی و کادرسازی و آموزش بود این نکته ی بسیار عجیبی بود من یادم هست که مرکز آموزش توپخانه که یکی از ارکان موفقیت شکل گیری توپخانه بود توسط این سردار شهید در اصفهان که یک مرکز بسیار استاندارد و موفقی برای سپاه محسوب می شد با همت و پشتکار مقدس این چهره ی درخشان ما شکل گرفت یعنی ایشان هم چنان که اعتقاد داشت در جنگ بایستی نبرد کرد و لحظه ای نسبت به ادامه ی جنگ و یاری امام تردید نداشت با همان توان اعتقاد داشت که کادر سازی و ایجاد و پرورش پرسنل مناسب و جایگزین شهدای ما در توپخانه توسط مرکز توانمند می تواند استمرار پیدا کند .

۶- اهتمام ویژه به بیت المال

نکته ای که جا دارد من اینجا خدمت تان عرض بکنم و انشاء الله الگو وسرمشق برای همه ما باشد کراراً و کراراً از این شهید دیده ام توجه دقیق به بیت المال بود و حفظ بیت المال بود . من یادم هست اگر ایشان غذا می خورد و آن خورده های کنار سفره را هم سعی می کرد جمع کند که اسراف نشود . از امکانات بیت المال به نحوی که واقعاً نیاز بود استفاده می کرد و شدیداً از اسراف بیزار بود. چقدر ایشان نسبت به اموالی که در اختیارش بود اولاً به حد قناعت کفایت می کرد و دوماً در حفظ و نگهداری این اموال کوشا بود که من مثال های زیادی دارم از تجهیزات تخصصی و تلاش ایشان در جهت حفظ این تجهیزات و از بحث خودروهایی که در اختیارش بود ، از بحث وسایل شخصی که در اختیارش بود من مثال می زنم . ایشان یک کوله پشتی در اختیار داشت که وسایل شخصی را همیشه در آن می گذاشت  ، یعنی چقدر دقت می کرد همان وسایلی که در اختیارش از بیت المال قرار داده شده  و حداکثر استفاده را ازآن بکند در صورتیکه ایشان دستش باز بود نسبت به مسائل تدارکاتی و پشتیبانی ، از استفاده بیشتر از وسایل بیت المال ایشان شدیداً جلوگیری می کردند و دیگران را هم مقید می کرد.

۷- گمنامی

چهره گمنامی است یعنی سردار بزرگی است که خدمات شایانی به جنگ کرد و چهره ای بود که یار امام بصورت واقعی از لحظه ای که اولین گلوله های دشمن در خاک اسلامی یمان فرود آمد و تا آخرین لحظه با خونش یاری خودش را  نسبت به  اسلام و انقلاب ثابت کرد ولی چهره گمنامی بود چرا که چهره بسیجی عاشق بود که خودش را در انظار عمومی و در افکاری که خودنمایی جلوه می کرد هرگز خودش را در آن صحنه ها نشان نمی داد و با فروتنی و تواضع باعث شد که چهره واقعی ایشان نشان داده نشود و شما با این حرکات بسیار خدا پسندانه تان این چهره های واقعی را بر مردم و بر امت ها آشکار می کنید و امیدوار هست که همه ما از شفاعت امام و شهدا که یاران واقعی حضرت ولی عصر (عج) و ائمه اطهار (ع) بودند انشاء ا.. بهره مند بشویم.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
تبلیغات
elmi