چندی پیش جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه ای بلند با نشریه فارین افرز به بیان مطالب مهمی درباره برجام پرداخت. وی پس از نقل دیدگاه خود و کشور مطبوعش در خصوص تحولات منطقه، درباره اجرای توافق هسته ای با ایران و انجام تعهدات از سوی طرف آمریکایی گفت« ما به تعهدات خود عمل کرده ایم و حتی فراتر از آن رفته ایم و تلاش کردیم که مطمئن شویم که بانک هایی که به دلائل مختلف نسبت به کارکردن با ایرانی ها بدبین هستند با آنها کار کنند». این سخنان آقای کری مصداق بارز فرار به جلو است که در کمال وقاحت، خلف وعده غرب را در این توافق نادیده می گیرد. مواردی نظیر کارشکنی در فروش هواپیما به ایران، تعیین شرط برای معامله با ایران و در نهایت اخطار تلویحی به بانک ها مبنی بر اینکه تحریم های ایران در خصوص مسائل هسته ای روی کاغذ رفع شده و ممکن است به خاطر مسائل دیگر مجددا بازگردد، اخطاری که ریسک همکاری مالی با ایران را به شدت افزایش می دهد، تا حدی که بانک ها عطای همکاری با ایران را به لقایش می بخشند. جان کری به این مطلب نیز اشاره داشت که« ما همه تحریم‌هایی را که با رفع شدنشان موافقت کرده بودیم، برداشته‌ایم. اما مسائل دیگری وجود دارد. باید به ایران در درک این مسئله کمک کنیم، ایران چالش‌های داخلی‌ای در ارتباط با سیستم بانکداری‌اش، رویه‌های تجاری‌اش و شفافیتش دارد که باید به آن‌ها بپردازد». این سخنان در اصل اشاره می کنند به اینکه باید مواردی نظیر FATF توسط ایران پذیرفته شود. دلیل این همه تمرکز روی سیستم بانکی و اقتصادی ایران را نیز در دو حوزه ویژه می توان دید، یکی زیر ذره بین بردن اقتصاد ایران و ممانعت از دور زدن تحریم ها توسط ایران در صورت شروع موج جدید تحریم های بانکی و اقتصادی است و مورد مهم تر، شناسایی راه های ارتباط مالی ایران با متحدین منطقه ای اش است که در نهایت موجب لو رفتن عناصر محور مقاومت و نیز قطع شریان های مالی جبهه مقاومت اسلامی است. در اصل آمریکا تلاش می کند با استفاده از ابزار بانک جهانی و و توافقاتی مثل FATF خود را برای ضربه ی نهایی به اقتصاد ایران آماده کند و در جنگ اقتصادی علیه ایران دست بالا را بگیرد. شاهد این مدعا اظهارات کری در همین مصاحبه است که در مورد کمک به ایران برای شفاف سازی اقداماتش گفته« ما در مورد فناوری و چند چیز به خصوص دیگر توانستیم کمک کنیم. اما به واسطه درگیری ایران در یمن، حمایت آن‌ها از اسد، پشتیبانی از حزب‌الله، شلیک موشک‌هایی که افراد آن‌ها را تهدیدآمیز می‌دانند و این قبیل موارد، این کار بسیار دشوار است. این مسائل حرکت رو به جلو را بسیار پیچیده می‌کند». این چند جمله کوتاه و در عین حال کلیدی بخش مهمی از مطامع آمریکا را در ادامه مذاکرات یا اصطلاحا برجام های بعدی آشکار می کند. منظور کری از کمک در شفاف سازی عملکرد ایران در حوزه فناوری، همان رژیم بازرسی به قول آمریکایی ها بی سابقه ای است تمام فعالیت های تحقیقاتی و عملیاتی ایران در حوزه ی تکنولوژی هسته ای را زیر ذره بین آژانس     بین المللی انرژی هسته ای برده و سایر حوزه های مورد اشاره ی کری احتمالا تعطیلی یا نیمه تعطیل شدن تحقیقات صنعت هوا فضا و موارد مشابه است که در دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب با نخبگان مورد اشاره معظم له قرار گرفت. در اصل زیاده خواهی آمریکاییان برای تحمیل برجام منطقه ای، برجام دفاعی و برجام اقتصادی در سخنان کری به خوبی قابل درک است. آنجا که برداشته شدن تحریم ها را به علت حمایت ایران از سوریه و حزب الله، درگیری یمن و شلیک موشک ها در هاله ای از ابهام می داند. سوال اینجاست که چرا ایران باید متحدان سنتی و منطقه ای خود را رها کند در حالیکه دشمنان ایران بارها اذعان کرده اند با پایان دادن به کار سوریه، تروریست ها سوی ایران سرازیر خواهند شد. یا اینکه اگر ادعای آمریکا پیرامون مداخله ایران در یمن را باور کنیم، چرا این مداخله امری غلط است ولی جنگ افروزی عربستان سعودی مورد اغماض قرار می گیرد. در خصوص توسعه توان موشکی هم باید از جناب کری پرسید کدام افراد نگران توسعه توان موشکی ایران هستند؟ حکام عربستان که سالانه میلیاردها دلار به خرید تسلیحات اختصاص می دهند و آنها را صرف ناامن کردن منطقه با تجهیز تروریست ها یا جنگ افروزی مستقیم می کنند، سران رژیم صهیونیستی که خود معترف اند صدها کلاهک هسته ای و انواع سلاح کشتار جمعی را برای نابودی ایران تدارک دیده اند، یا نیروهای فرامنطقه ای که شاهد حضور مخرب و غاصبانه ی آنها در اطراف ایران هستیم. حقیقت اینست که برجام اقتصادی حمایت ما از متحدانمان را قطع خواهد کرد، برجام منطقه ای روحیه ی استکبارستیز و سازش ناپذیر انقلاب را هدف گرفته و می خواهد ایران به جای رهبری محور مقاومت، جزئی از جریان سازش باشد. برجام دفاعی سرپنجه های اقتدار ایران در فراسوی مرزهایش را می شکند و در نهایت ایران با انقلابی استحاله شده، راهی جز تن دادن به سازش با اسرائیل نخواهد داشت . این زیاده خواهی ها کم کم رنگ باج خواهی به خود می گیرد و اگر اراده ی مقاومت در بین مسئولین داخلی نباشد دیر یا زود شاهد عملی شدن خزنده ی تک تک این مسائل خواهیم بود.

کری در پایان مصاحبه خودبا اتخاذ موضعی طلبکارانه، از بد بینی رهبر معظم انقلاب به آمریکا و غرب گلایه کرده و ابراز امیدواری کرده است که ایران به مرور زمان به معادلات سازنده ی منطقه بازگردد. در این باب هم باید گفت بدبینی نسبت به آمریکا تنها مختص به رهبر معظم انقلاب نیست و همه ی مردم ایران به سبب مواضع خصمانه و ظلم های آمریکا به ایران، همواره به آنها بدبین بوده اند و در همین مسئله ی برجام نیز مشاهده می شود علیرغم انجام تمام تعهدات از سوی طرف ایرانی، آمریکا با گستاخی سعی بر باج گیری دارد و به بهانه های مختلف، پول هایی را که باید به کشور باز پس می داد این بار با عناوین جدید مصادره می کند، که خود همین کار گسل      بی اعتمادی فی ما بین را عمیق تر می سازد. و البته امیدواری کری در خصوص رفع بدبینی و تغییر رفتار جمهوری اسلامی به مرور زمان نیز پیام خاصی را به مخاطبان ویژه خود در داخل کشور مخابره می کند. پیامی بدین مضمون که بناست با ادامه ی کج دار و مریض مسیر همین توافق و افزایش فشارهای اقتصادی بر مردم و نیز بهره گیری از همکاری غرب گرایان داخلی، نظام مجبور به تغییر رفتار و چرخش در سیاست های انقلابی خود شود و ابزار اصلی دشمن برای تحقق این امر مهم، ایجاد دوقطبی در بین مردم و تغییر معادله ی مقاوت – عزت به معادله ی سازش – معیشت است. و باید از هم اکنون دانست که با شکستن سد مقاومت، معیشت نیز نابود خواهد شد. آمریکا و متحدانش می خواهند آنچه را در میدان عمل به دست نیاوردند، توسط غرب گرایان نفوذ کرده به ساختار حاکمیت و با ایجاد دوقطبی در جامعه به چنگ آورند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها
تبلیغات
elmi